تعیین حدودی شخصیت درونی کودکمان
نقاشی کودک بیانگر شخصیت درونی آیا تا به حال به نقاشی یک کودک نگاه کرده و از باز تاب اندیشه و احساس این هنرمند خردسال شگفت زده شده اید؟ آیا تا به حال با خود اندیشید ه اید که کودکتان با کشیدن خانه ای بی پنجره و یا آدمکی که فاقد تنه است و به جای آن دو دست از دو طرف سرش بیرون آمده و یا درختی با برگهای سوزنی چه چیزی را می خواهد برای شما بازگو کند؟
نقاشیهای کودکان نوعی گیرایی آنی دارند، آنها ساده، جذاب و سرشار از زندگی و هویتند. کودکان با نقاشیهای خود حرف می زنند، حرفهایی که به دلایل گوناگون قادر به گفتن آنها نیستند. نقاشی نیز همانند خواب و رویا به آنها این اجازه را می دهد که خود را ازممنوعیت ها سازند و با ما در حالتی نا خودآگاه، درباره مسائل، کشفیات و دلهره هایشان صحبت کنند.
تخیلات هنری همانند خواب و رویا، در ژرفای ضمیر ناخودآگاه هر کس به جستجو می پردازد و ژرف ترین محتویات درونی فرد را متظاهر می سازد. کودک نیز به کمک نقاشی دلهره ها و کشمکش های درونی خویش را آشکار می سازد و بدین طریق اثر آنها را کاهش می دهد. در حقیقت وقتی مسائل و مشکلات عاطفی بر روی کاغذ منعکس می شوند به صورت تازه و جداگانه ای که کمتر دلهره آور است در می آیند.
کودک خیلی زود در می یابد که رسم و نقاشی وسیله ای بیانی است که با افکار او مطابقت می کند و او را در تخیلاتش، آزاد می گذارد و در عین حال لذت سرشاری برای او فراهم می آورد؛ علاوه بر آن نقاشی کردن به او اجازه می دهد که افکار درونی اش و درحقیقت خویشتن خودش را نشان دهد. به هر حال تعبیرو تجزیه و تحلیل نقاشی کودکان فقط مورد توجه بزرگسالان است. هنگامی که کودک به وسیله تصویر اظهار نظری می کند، بسیاری از جوانب شخصیت خویش را آشکار می سازد؛ ولی او اینکار را برای دلخوشی ما و یا فراهم کردن امکان شناخت و بررسی روانشناسی نمی کند؛ بلکه آنچه برای او مهم است بیرون ریختن تجربه های اندوخته شد ه ای است که نمایانگر وجود اوست...
اولین علائمی که کودک بر روی کاغذ رسم می کند، بیشتر بر اثر ضربه زدن مداد بر روی کاغذ به وجود می آید. اوخیلی زود متوجه می شود ک در اطراف او اشیاء و وسایلی وجود دارند که می توانند اثر مشخصی از خود بر روی سطوح باقی گذارند، بنابر این با لذت تمام، با هر وسیله ای که به دست آورد شروع به خط خطی کردن می کند. خطوط درهم و برهمی که کودک در سن 16 تا 18 ماهگی رسم می کند کم کم جای خود را به دو اثر گرافیکی مشخص تر می دهد که یکی خط نوشتن و دیگری خط نگاری است، که این رویه به مرور زمان و بر اثر پیشرفت و پختگی فکری کودک هر کدام جای خود را پیدا می کنند.
او در دو تا سه سالگی برای خطوط و دایره هایی که می کشد اسم می گذرد. در این دوران، دیگر خط نگاری کودک، فقط برای لذت بردن از حرکت یا فشار مداد بر روی کاغذ نیست، بلکه او مایل است احساسات درونی خود را که در ارتباط با تجربه های زندگی کوتاه مدتش به دست آورده بیان کند. و سرانجام درچهار سالگی خط نگاره های او جمع و جور می شوند و حتی برای بزرگسالان نیز معنی پیدا می کنند. دراین سن شمایی از آدمک و گاهی هم بعضی از حروف الفبا نمایان می شود. بدین گونه است که سرانجام کودک مرحله خط خطی کردن را به طور کامل پشت سر می گذارد و وارد مرحله تمثیلی می شود. این مرحله درست همان مرحله ای است که کودک به تقلید از بزرگترها، چند سطری را به عنوان داستان نقاشی، زیر نقاشیهای خود ترسیم می کند. این نوشته ها اغلب از چپ به راست و گاهی از راست به چپ نقاشی می شود.
کودکان سعی می کنند در نوشته های خود فاصله را نیز مراعات کنند و جالب است که بعد از نوشتن از بزرگترها می خواهند که نوشته های آنان را بخوانند. در چنین شرایطی، والدین می توانند با دقت درمحتوی نقاشی سرنخی به دست آورند و ازاین طریق داستانی بسازند و برای کودک تعریف کنند. کودکان، معمولا با دقت به این داستانها گوش فرامی دهند و اگرهم گاه مطلبی خلاف میل آنها خوانده شود اعتراض نمی کنند؛ زیرا خودشان می دانند که نوشته هایشان قابل خواندن نیست.
برای آنها همین قدر که کسی نوشته هایشان را می خواند و در احساساتشان شریک می شود کافیست.
در فاصله سه تا چهار سالگی کودک سعی می کند تصویرشخص یا اشخاصی را بکشد. این تصویر شامل عناصر مشخص و معینی از قبیل یک دایره به جای سرو در اطراف آن چند خط به عنوان بازوها و پاهاست.
علت ساده بودن نقاشی در این سن از عدم شناخت تکنیک ناشی نمیشود، بلکه این درست همان تصویری است که کودک از بدنش در ذهن دارد. این تصویر دارای یک سراست که برای کودک مهم جلوه می کند؛ زیرا سرموضع حس های بینایی و شنوایی است واز این رو برقراری ارتباط با دنیای خارج را میسر می سازند و دیگر اینکه دارای بازوهایی است که امکان گرفتن و لمس کردن اشیاء را در بردارد و دارای پاهایی است که امکان جابجا شدن را فراهم می کند.
وقتی کودک، آدمکی را ترسیم می کند، قبل از هر چیز شکل خود یا درکی را که از بدن و تمایلاتش دارد بیان می کند. در واقع بین برخی از خطوط آدمک نقاشی شده، و خصوصیات جسمی و روانی کودکی که آنرا ترسیم کرده، ارتباط مشخصی وجود دارد.
اگر آدمک درمجموع هماهنگ باشد، احتمال بسیاری وجود دارد که کودک کاملاً سازگار باشد؛ اما هنگامی که آدمک در اندازه ای خیلی کوچک یا گوشه کاغذ ترسیم شود، نشانگر این است که کودک خود را کم ارزش می پندارد و قادر به برقراری ارتباط مناسب با دیگران نیست. و یا اگر آدمک بزرگ ترسیم شود، می توانیم حدس بزنیم که با کودکی زود رنج و حساس روبرو هستیم که همیشه فکر می کند به او ظلم شده است. کودکان ضعیف ودرون گرا، اغلب برای آدمک پا نمی گذارند، یا او را به حالت نشسته نقاشی می کنند و بالاخره کودکان پرخاشگر، که آدمک خود را با خطوطی خشک وزاویه دار نشان می دهند.
خانواده
اعضای یک خانواده هماهنگ، درنقاشیهای کودکان، همیشه با هم و دست در دست هم نشان داده می شوند. اگر این اشخاص دستهای یکدیگر را بگیرند، همدیگر را ببوسند و یا با هم بازی کنند درجه صمیمیت آنها بیشتر است. کودک، در نقاشی خانواده، تصویر خود را نزدیک شخصی نقاشی می کند که حس کند در کنارش راحت تر است و یا اورا بیشتر از همه دوست دارد؛ ولی اگر کودکی فکر کند که مثلاً خواهرش بیش از او مورد توجه پدر و مادراست، در نقاشی خود خواهرش را بین پدرو مادر و خود را دورتراز آنها در حاشیه کاغذ قرار می دهد. دربعضی از نقاشیها تعدادی از افراد خانواده در داخل خانه و تعدادی دیگر درخارج ازخانه نمایش داده می شوند. اینگونه نقاشیها یا منعکس کننده غیبت واقعی شخص یا اشخاصی است که در خارج از خانه ترسیم شده اند و یا کمبود جذابیت عاطفی کودک را نسبت به آنها می نمایاند.
در بیشتر نقاشیهایی که کودکان ترسیم می کنند، همیشه یک شخصیت اصلی وجود دارد که کودک بیشترین بار احساسی خود را چه به صورت عشق و ستایش و چه به صورت ترس و دلهره بر روی او مستقر می کند. این شخصیت اصلی غالباً قبل از دیگران ترسیم می شود؛ زیرا او اولین شخصی است که کودک به او فکر می کند. این شخصیت اصلی، همیشه درانداره ای بزرگتر از دیگر اشخاص و با جزئیاتی بیشتر و کامل تر ترسیم می شود.
هنگامی که در نقاشی خانواده، یکی از اعضای خانواده وجود ندارد، می توان نتیجه گرفت که کودک آگاهانه یا ناخود آگاه آرزوی نبودن آن شخص را دارد. این پدیده بیشتر در نقاشیهای کودکانی دیده می شود که با گذشت چند سال هنوز تولد خواهر یا برادر کوچکتر از خود را نپذیرفته اند. بنابر این با حذف این کودک مزاحم از نقاشی خود، خود را در دوران طلایی که قبل از تولد نوزاد در آن زیسته اند، به تصویر می کشند.
· منابع:
· ارزشیابی شخصیت کودکان بر اساس آزمونهای ترسیمی، دکتر پر یرخ دادستان، انتشارات رشد، چاپ دوم، تهران 1376
· نقاشی کودکان و مفاهیم آن، آناالیوریو فراری، ترجمه عبدالرضا صرافان، انتشارات دستان، چاپ چهارم، تهران 1371
· نقاشی و کاربرد تست در خانواده، پ. دادستان – م منصور، انتشارات رشد، چاپ اول، 1371
نقاشی و نوشته های کودکان، کاوه داداش زاده، انتشارات گوتنبرگ، چاپ اول، 1376
نمادهای اصلی اندامها
▪ سر
معرف مرکز شخصیت، قدرت فکری و عامل اصلی کنترل فشارهای درونی است. کودکان، همیشه
سرهای بزرگ ترسیم میکنند؛ ولی اگر سر، زیاد بزرگ باشد، نشانگر آن است که من کودک، بیش
ز حد طبیعی است.
▪ صورت
چون بسیار اهمیت دارد، بیشتر تنها کشیده میشود. کودکان پرخاشگر، جزئیات آن را به حد اغراقآمیزی بزرگ، ترسیم میکند؛ در حالی که کودکان خجالتی، جزئیات را از نظر میاندازند و فقط دایرهٔ صورت را ترسیم میکنند.
▪ دهان و دندانها
ممکن است معنی نیاز به مواد خوراکی را نمایان سازد و نیز به معنی پرخاشگری است. اگر لبها بسته باشند، نشاندهندهٔ تنش و فشار است. چانه نیز تمام قدرت مردانگی است.
▪ چشمها
اجتماعی بودن کودک را نشان میدهد. کودکان خودستا، چشمها را با حالتهای درنده و وحشی میکشند. چون چشمها ارزش زیبائی نیز دارند؛ بنابراین دختران چشمها را خیلی بزرگ میکشند.
▪ دستها و بازوها
در دوران اولیهٔ زندگی کودک برای شناخت محیط اطراف زیاد بهکار میرود. در مرحله بعد، بهعنوان پیشرفت ”من“ و سازگاری اجتماعی بهکار میآید. کودکان ضعیف و درونگرا، بیشتر برای آدمک، پا نمیگذارند و یا او را به حالت نشسته، نقاشی میکنند.
بالاتنه
اگر باریک و لاغر کشیده شود، مشخص کننده این است که کودک از اندام خود ناراضی است و یا از چاقی و بزرگ شدن، میترسد. بالاتنهٔ لاغر، ممکن است نشاندهندهٔ ضعف جسمانی واقعی باشد.
● خانه
در نقاشیهای کودکان، خانه بیش از هر چیز دیگری کشیده میشود. بهطور معمول، کودک خانهای معمولی و پیشپاافتاده را ترسیم میکند؛ ولی با رشد کودک، ساختمان خانه نیز تکامل مییابد. هنگامی که پدر و مادر از هم جدا شده باشند. خانه به دو قسمت تقسیم میشود و بیشتر، دارای دو در ورودی است که یک قسمت از خانه نماد زندگی خانوادگی واقعی و قمست دیگر، نشانگر زندگی تحمیلشده بر کودک است.
● درخت
ریشههائی که در زمین فرو رفته و درخت از آن غذا دریافت میکند، نماد فشارهای غریزی است. شاخهها و برگها، بیانگر طریق ارتباطی با دنیای خارج است. ریشه، نسبت به بقیهٔ قسمتهای درخت، اهمیت بیشتری دارد و نشانگر طبیعت عاشقانه و در عین حال، محاظفهکارانه کودک است، تنهٔ درخت ممکن است کوتاه یا بلند کشیده شود بچهها در سنین قبل از مدرسه، تنهٔ درخت را بلند ترسیم میکنند؛ ولی بعد از این سن، باند بودن درخت، بیشتر نشانگر عقبماندگی فکر و یا بیماری عصبی و یا آرزوی بازگشت به دنیای قبل از مدرسه است. اگر تنهٔ درخت، کوتاه کشیده شود، نشانر جاهطلبی و بلندپرواز بودن کودک است.
● اتومبیل: در جامعههای امروزی، ماشین، نماد قدرت است؛ به همین دلیل در نقاشیهای کودکان به خصوص پسران، زیاد ماشین دیده میشود.
● فاصلهٔ بین اشخاص نقاشی
اعضاء یک خانواده هماهنگ، در نقاشی کودکان همیشه دست در دست هم نشان داده میشوند. نزدیک شدن دو یا چندین شخصیت، نشانگر انس و افت واقعی آنان و یا تمایل کودک به آنان است. ولی اگر کودکی فکر کند که خواهرش بیشتر از او مورد توجه پدر و مادر است، خواهرش را بین پدر و مادر خود را دورتر از آنان قرار میدهد.
اگر یک کودک، نسبت به برادر کوچکش، احساس حسادت کند و از اینکه برادرش جای او را در گسترهٔ عواطف پدر و مادرش بگیرد وحشت داشته باشد، ممکن است در نقاشی خود او را حذف کند یا آنکه در موضع فرزند بزرگتر قرار دهد و خود را به شکل بچهٔ کوچکتر ترمیم کند و یا بالاخره به سادگی جای او را بگیرد.
● جنسیت
مطالعههای زیادی به این نکته تأکید کردهاند که هنگامیکه از کودکان درخواست میشود نقش یک انسان را بکشند، اول جنسیتی را میکشند که خود دارند.
● عاملهای شناختی و ادراکی در نقاشیهای کودک
در نقاشیهای کودک، تفاوت بسیار گستردهای میزان تفکر منطقی و آگاهانه و رفتار ناخودآگاه همچنین بین ظاهر و باطن اشیاء و خودمحوری و مردمدوستی کودک، به چشم میخورد. در سنین زیر ۷ سال، کودک چیزی را میکشد که فکر میکند باید باشد؛ بدون توجه به اینکه در عمل، آن را ببیند.
تفسیر نقاشی کودکان
تفسیر نقاشی کودکان
▪ نقاشی گروه بچهها در یك صفحه:
اگر شما از كودك خود بخواهید كه خود و دوستان خود را به تصویر بكشد، معمولا گروهی از بچهها را در حال بازی یا انجام یك فعالیت گروهی به تصویر خواهد كشید، در حالی كه اگر كودك شما منزوی یا ناسازگار باشد، اغلب در محدوده خارجی گروه و یا به صورت تنها كشیده خواهد شد.
▪ تصویر خواب و رویا:
كودكان و حتی نوجوانان معمولا خواب و رویای خود را به صورت نقاشی ارائه میدهند و سپس آن را توضیح میدهند و در این مورد تبحر خاصی دارند، زیرا از تصویر كردن آن هیچ ترسی ندارند و خود را در هیچ موردی مقصر ندانسته و همه چیز را به عهده خواب و رویا میگذارند! البته نقاشی خواب و رویا ممكن است ترسها یا حتی تمایلات كودك را به تصویر بكشد. برای این مساله تصویر كودك قوی و بزرگتر از دیگران نمونهای است كه معمولا دیده میشود.
▪ خانه و محل زندگی:
در بیشتر نقاشیهای كودكان، خانه بیشتر از هر چیز دیگری به تصویر كشیده میشود.
البته كودكان در آغاز، خانههایی معمولی و پیشپاافتاده را به تصویر میكشند، اما با افزایش سن و به دست آوردن مهارت كافی، خانههای واقعیتر و پیچیدهتری را شاهد خواهید بود. اگر خانهای دلباز و یا همراه با در و پنجره و محیط پر از گل و حیاط را در نقاشی كودكان مشاهده كردید، این امر میتواند دلیل روحیه سالم فرزند شما باشد و میتوانید اینگونه تصور كنید كه فرزند شما اعتمادبهنفس كافی دارد. در حالی كه اگر خانهای بسیار ساده و بدون در را شاهد هستید كه به صورت منفرد و با دیوارهای بلند تصویر شده است، این میتواند بیانگر وابستگی كودك شما به شما در سنین پایینتر از هفتسالگی باشد و اگر كودك شما این زمان را پشت سر گذاشته باشد، كشیدن اینگونه خانهها میتواند دلیلی برای عدم وجود اعتمادبهنفس در كودك شما باشد.
▪ خورشید و ماه و ستارگان:
تصویر خورشید بهطور معمول بیانگر امنیت و شادی و قدرت است و به عقیده برخی از محققان و پژوهشگران به معنای حضور پدری مطلوب و موثر در جمع صمیمی خانوادهای متحد است. در حالی كه اگر این رابطه چندان درست و اساسی نباشد و یا كودك از جمع خانواده احساس رضایت نكند و یا به پدر و بخصوص به نوع رفتار او علاقهای نداشته باشد، خورشید به صورت نیمهپنهان در پشت كوه كشیده و یا اینكه اصلا از كل نقاشی حذف خواهد شد و معمولا اگر از كودك خود بخواهید نقاشی بكشد واو از ماه و نقاشی تاریك استفاده نماید، این نشانگر دلگیر بودن و عدم رضایتاوست.
▪ استفاده از درختها و سبزهزارها:
نكته جالبی كه باید در مورد بررسی نقاشیای كه كودك شما از درخت كشیده توجه خاصی داشته باشید، آن است كه در آغاز باید درخت ترسیمشده را به سه قسمت ریشه، تنه و شاخ و برگها تقسیم كنید. ریشه نماد ناخودآگاه فرزند شماست و به غرایز او مربوط میشود. تنه درخت درحقیقت شبیهترین چیز به ((خود كودك)) است و اگر تنهای بلند و استوار و قطور را مشاهده كردید، میتوانید آن را با اعتمادبهنفس و احساس رضایت كودك خود مرتبط بدانید. این در حالی است كه اگر درخت كشیدهشده توسط كودك شما، دارای شاخ و برگ كافی باشد، نشاندهنده این مطلب است كه كودك دلبند شما با محیط خارج و همنوعان خود به اندازه كافی رابطه دارد و اگر شاخ و برگ و یا هركدام از بخشهای درخت را به صورت غیرعادی دیدید، این امر نشاندهنده عدم تعادل در فرزند شماست.
▪ اتومبیل و وسایل نقلیه عمومی:
در جوامع امروزی اتومبیل نمادی از قدرت به شمار میرود و به همین دلیل بهخصوص در نقاشی پسرها بهوفور دیده میشود. پس اگر مشاهده كردید كه كودك شما از كشیدن تصویر خود، خودداری كرده و به اتومبیل بها میدهد، میتوانید این امر را نشاندهنده ارتباط خوب وی با دنیای خارج بدانید.
▪ حیوانات:
اگر كودك شما در خانه یا هر مكان دیگری شاهد حیوانات باشد و سپس آنها را به تصویر بكشد، این امر مسالهای عادی تلقی میشود. اما اگر بیدلیل از حیوانات و بخصوص به صورت خشن استفاده نماید، این مساله به روحیه ناسالم او و یا احساس گناهی كه نمیتواند به صورت مستقیم آن را به تصویر بكشد مربوط میشود.
سیر رشد و تفسیر نقاشی های کودکان
ترسیم، یک مرحله حد واسط بین بازی و تصویر ذهنی است . به ندرت بین ۲ تا ۵/۲ سالگی ظاهر میشود مثل بازی تخیلی که برای کسب لذت و سعی در تقلید واقعیات است. اولین فرم ترسیم، بازی تمرینی خالص و به صورت خط خطی، بدون هدف Scrib Line است. بعداً خط خطی از حافظه ایجاد میشود و بیشتر جنبه تقلیدی و تصوری دارد ترسیم در هر مرحله، به مکان یا فضا مربوط است و نماینده هوش میشود.
بر این مبنا آزمون گودیناف به وجود میآید . در واقع نشانهای از محتویات عاطفی است و بستگی به تکامل و رشد ادراکی، شناختی، تجربه کودک و ظرفیت درکی دارد که سمبلها را ایجاد میکند. در ترسیم ابتدا جاگذاری، بعد شکل، سپس طرح و در آخر جنبههای تصویری به وجود میآید. این مراحل در تمام کودکان دنیا دیده میشود.
مرحله اول : خط خطی است که انعکاسی از خطوط خمیده، عمودی یا افقی دارد. عموماً کودک به مرز کاغذ توجهی ندارد.
مرحله دوم : از ۱۶ تا ۲۰ ماهگی شروع میشود و کودک توجه به فرم و محل و کیفیت خطها میکند و یاارائه خط میکند و سعی دارد در مرکز صفحه کار میکند. بیشتر حلقهای می کشد که شبیه صورت انسان است و کودک رابطه بین فعالیتها و رفتارهای خود را میفهمد.
مرحله سوم : نمونههای جدید مثل حلقوی و بیضوی میکشد و نقطه گذاری ممتد و تکراری میکند.
مرحله چهارم : از ۲ سالگی به بعد شروع می شود که شامل کشیدن قوس، اشکال زاویهدار، خطوط مستقیم. نقطه گذاری یا ترکیباتی از آنها میباشد. در این مرحله کودک در اندازهها تغییر میدهد، اعضای داخی یک شیء را میکشد، ترسیمی که کودک در این مرحله بشکل بسته میکشد نماینده انسان است. در این زمان AMBIVA LANCE در مورد اشیاء و همچنین صحبت در مورد نقاشی دیده میشود.
مرحله پنجم : کودک خطوط کشیده شده را نامگذاری میکند، ممکن است حروف الفبا را بنویسید یا از دیگران بخواهند برایش بنویسند. استفاده از رنگها و جهت رنگآمیزی در این مرحله رشد میکند. کودک در رنگآمیزی بیش از یک رنگ استفاده میکند. در ابتدای خط خطی کردن، کودکان این کار را توسط بالا بردن بازو انجام میدهد و بعد با پیشرفت بیشتر با چرخش مچ خط میکشد و شکل سازی میکند.
به طور کلی سیر نقاشی بدین ترتیب است
۱۲ ماهگی : از روی تقلید خطوطی به جلو و عقب میکشد.
۱۵ ماهگی : نقطه نقطه میکند.
۱۸ ماهگی : به خودی خود خط خطی میکند.
۲ سالگی : خطوط عمودی را تقلید میکند.
2/5 سالگی : خطوط حلقوی، افقی، عمودی و دو خط به عنوان X (غیر قرینه) میکشد.
۳ سالگی : مداد را مثل بزرگها میگیرد. بنا به تقاضای دیگران روی نقاشیهایش اسم میگذارد.
۴ سالگی : انسان را با دو عضو میکشد X را تقلید میکند. به شکل ناقص انسان عضوی اضافه میکند.
4/5 سالگی : مربع میکشد.
۵ سالگی : مثلث میکشد عکس آدم را با بدن و گردن میکشد.
۶ سالگی : شکل آدم را دو بعدی میکشد اشکال ادغام شده میکشد.
۹ ـ ۸ سالگی : اعضای داخی را میکشد.
از ۱۲ سالگی به بعد عکس ماشین میکشد و کم کم آنرا کامل تر میکند عکس میکشد و میگوید که عکس خودش یا مادرش است. پرنده ، خانه ، ماشین رخت شویی، هواپیما میکشد و از آنها سخن میگوید. درباره عکسهای کشیده شده قصه کوتاه میگوید. برای خانهای که کشیده در و پنجره میگذارد. ماشین را با چرخها و نور چراغ ورود میکشد به نقاشی انگشتی Finger Pating علاقهمند است.
پیاژه تکامل نقاشی کودک در رابطه با مراحل تکامل رشد شناختی
سن : ۰ تا ۱ سالگی
نقاشی : کودک به تحریکات دیداری جواب میدهد. مداد را به دهان میبرد. نوزاد هیچ نقشه نمیکشد
.
شناخت : مرحله حسی ـ حرکتی . کودک به طریق بازتابی عمل میکند کودک ماشینی فکر میکند.
سن : ۱ تا ۲ سالگی
نقاشی : در ۱۳ ماهگی اولین خط خطی های کج و معوج میکشد (زیگزاگ) کودک بر علائمی که حرکت مداد بر روی صفحه کاغذ میگذارد نگاه میکند (نقاشی جنبشی Kiensthetic drawing) .
شناخت : به تدریج و هم زمان با برقراری کنترل مغزی Cortical control حرکات کودک جهت یافنه وهدف دار میگردد.
سن : ۲ تا ۴ سالگی .
نقاشی : دایرهها در نقاشی او به تدریج ظاهر و عنصر غالب در تصویر میشوند سپس دایرهها از یکدیگر مجزا میشوند در دایرهای که سهواً میکشد کودک شی را مجسم میکند. اولین نماد خطی ساخته میگردد که معمولا بین ۳ تا۴ سالگی است .
شناخت : کودک شروع به عمل به صورت نمادی میکند. زبان و سایر ارتباطهای نمادی رل مهمی را در این مرحله به عهده دارند. برخورد کودک با مسائل بسیار زیاد بر پایه خود محوری میباشد. تظاهر میکند که بازی را به صورت حقیقت میپذیرد.
سن : ۴ تا ۷ سالگی
نقاشی : حقیقت گرایی ذهنی کودک یک مدل خیالی میکشد نه آنچه که واقعا می بینند. چیزی را میکشد که فکر میکند باید باشد نه آنچه واقعاً هست. افراد را از پشت دیوار میکشد و از داخل بدنه کشتی مردم را میبیند ، هنوز حالت شفاف بینی دارد اکسپرسیونیست و ذهنیت گراست.
شناخت : مرحله پیش عملیاتی (فازی که بر درک مستقیم از محیط متکی است) خود محور است. دنیا را به حالت علت می بیند (خودش همه کاره است) تصوراتش واضح بوده و دارای خلاقیت کنجکاوی و خیالپردازی است. در یک زمان فقط بر یک موضوع تمرکز دارد. در عمل خود بیشتر با احساس است نه با منطق
سن : ۷ تا ۱۲ سالگی
نقاشی : حقیقت گرایی دیداری، ذهنیت گرایی کودک تقلیل پیدا میکند چیزی را میکشد که عملاً مرئی است. دیگر به طریقه اشعه x عمل نمیکند. شکل انسانها بیشتر حالت حقیقی دارد و متناسب است. رنگها را طبق قانون انتخاب می کند. چپ و راست تصویر را که کشیده است تشخیص میدهد.
شناخت : مرحله عینی عمل نمودن، درباره اشیاء عاقلانه می اندیشند. دیگر درک آنی بر او مسلط نیست و به او فرمان نمی دهد. می تواند به عقب برگردد. (درک بازگشت پذیری پیدا میکند) اشیاء هرچه که بودهاند همان خواهند بود حتی اگر ظاهرشان تغییر کند.
سن : ۱۲ سالگی به بعد
نقاشی : با تکامل توانایی انتقاد کردن ، علاقهاش به نقاشی کم و کمتر میگردد مثل اینکه مایل است این استعداد ذاتی را ذخیره کند.
شناخت : مرحله قراردادی عمل کردن به کارهایش با انتقاد مینگرد قادر به درک فرضیات میباشند نه تنها میتوانند در مورد جنبه عملی اشیاء فکر نماید بلکه می توان با سلیقه و ذوق در مورد آنها بیاندیشد.
نمادهای اصلی اندام
سر در طراحی کودکان
سر به صورت خارج از مقیاسی نسبت به بدن بزرگتر ترسیم شده، به طوری که بدن را تحت الشعاع قرار میدهد. در سنین (۷ تا ۸ سالگی) بدن انسان و اجزای آن ابعاد واقع بینانهای پیدا کرده و سر معمولا یک هشتم کل از طول سر تا پای یک فرد بالغ ایستاده را شامل میشود
چشمها اولین و مهمترین اعضایی هستند که کودک به دایره اولیه سر میافزاید.
کشیدن و تاکید بر روی ترسیم چشمهای بزرگ در نقاشی افراد شکاک و مبتلا به «پارانویا» به چشم میخورد ولی در کودکان کم سن و سال تاکید بر روی چشمان و کشیدن چشمان درشت مبنی بر درک اهمیتی است، که کودک برای این عضو است.
آرایش چشمان هنگام طراحی معمولا در نقاشی دختران در زمان بلوغ دیده میشود، چشمهایی که پسران میکشند سادهتر میباشد و پسران چشمها را با حالتی درنده و وحشی میکشند.هیچکس انتظار ندارد، که بازوها را در نقاشی کودکان زیر ۴ سال ببیند، ولی به این فقدان در سنین بالای ۶ سال باید توجه بیشتری کرد و اگر همین مورد در سنین بالای ۱۰ سال بود احتیاج به توجه خاص دارد.
گوش: راجع به طرز طراحی گوشها باید گفت که بیشتر آنها را نمیتوان از کودکان عادی تمیز داد. گوشهای مشخص و برجسته به عنوان تجلی آشفتگی روانی تفسیر گردیده است و فقدان گوش مربوط به عدم بلوغ فکری و درک از تصویر انسان مرتبط میباشد و در پایان میتوان گفت هنگامی که کودک با آزادی و به دلخواه خود نقاشی میکند، در واقع حالت روحی و روانی و احساسات زمان حاضر و نیز احساسات و تحریکات ریشهدار و ژرفتر خود را بیان میکند و بدین ترتیب خطوط مخصوص شخصیتش را نیز هویدا میکند.
دیدگاه ها: نقاشیهای کودکان
نقاشی فعالیتی است شخصی که آن را میتوان از دیدگاههای متفاوت بررسی کرد «شیلر» معتقد است که انسانها ذاتاً فعالند و بازی یکی از شیوههای تخلیه انرژی اضافی است. لذا نقاشی میتواند به منزله نوعی بازی برای کودکان مطرح باشد . از دیدگاه نظریه روانکاوی، نقاشی به منزله فعالیتی بالینی ـ فرافکنی است یعنی از طریق نقاشی فرد میتواند آنچه را که در ضمیر ناخودآگاه دارد و احتمالا باعث ناراحتی و اضطرابش میشود بیان کند.
به نظر «کلوگ» کودکان ضمن نقاشی، هم به لذت حرکتی و هم به لذت بصری دست مییابند و این امر باعث فعالیت کودکان میشود. بعضی از نقاشیها صرفاً طرحهایی تزئینی یا خطوطی هستند که تعریف و توصیف آنها نسبتاً آسان است. اما بیشتر نقاشیهایی که کودکان میکشند تصویر است . یعنی بازنمایی چیزی هستند. از جمله عواملی که در تفسیر نقاشی کودکان به کار گرفته میشود میتوان از طرز قرار گرفتن نقاشی بر صفحه کاغذ، سایه، ضخامت، خط ، قوای اجزای کشیده شده، مقدار و توزیع جزئیات، پاک شدگیها، تصویر لباس و زمینه نام برد.
خط: خط بدون وابستگی به محتوا نیز دارای بار شدید بیانی و قدرت وجود خاصی است که پویایی و بنیان شکل از آن نقاشی می شود خط می تواند به اشکال مختلف ظاهر شود. ضخیم ، نازک، خط نقطه، خط پیوسته، عمودی، افقی، زاویهدار، مارپیچ و … همچنین ممکن است براق یا مات و یا شفاف باشد. بنابراین خط به تنهایی توانایی آن را دارد که حالت های روانی مختلف مانند غم، شادی، بوالهوسی، عصبانیت و اطمینان را به خود نشان می دهد.
راحتی وخوشحالی ، حرکات را وسیع و پرداخته میکند نتیجهاش خطوطی بازتر و بلندتر است نیروی زندگی با علائم و خطوط بلند که به طرفی میروند بیان میشود.
ضعف عصب با فشردگی و کوتاه خطوط ،
پرخاشگری با قطعه قطعه کردن، متغیر نمودن و به هم پیچیدن خطوط راست و زاویهدار، نشان دهنده
احساسات با خطوط نازک و حرکات ملایم در آنها نشان داده میشود.
کودکان پیشرفتهتر خطوطی به اشکال مختلف وبا حفظ تعادل میان قسمتهای مختلف وکودکان خجالتی خطوط کوتاه مثل چیزی که منع شده باشد ترسیم می کنند. خطوط راست و زاویهدار نشان دهنده کشانندههای پرخاشگرند که بیشتر جنبههای مردانه دارند وخطوط مقطع و تکه تکه تمایل به انزوا را نشان میدهند.
فضا : به طور کلی کودکانی که رسم نقاشی آنها به تناسب بر روی کاغذ ترسیم شده کودکانی آرام هستند. به نظر «یوشم» کودکانی که فضا را بهتر از دیگران حس می کنند دارای قابلیت درک بهتری هستند. گرایشی که کودک برای خارج شدن از کادر کاغذ دارد نه تنها بیانگر خصوصیات کودکان خردسال یا عقب ماندهای است که کنترل عضلانی ندارد بلکه در میان کودکان بزرگسال هم که از کمبود محبت رنج میبرند دیده میشود. این کودکان به طور اغراق آمیزی در جستجوی توجه و کمک هستند تا کمبود اعتماد به خود را که مخصوص انسانهای نامطمئن است جبران کند.
کودکان خجالتی و کمرو نیز در گوشه کاغذ و یا در قسمتی محدود از فضای کاغذ و یا بر روی کاغذ کوچکی نقاشی میکنند. زیرا در مقابل سطح کاغذهای بزرگ خود را گم میکنند و این نیز نشانگر عدم اعتماد و اطمینان به خود است کودکانی که در نقاشیها این حالت را نشان میدهند احتیاج به تشویق و پشتگرمی زیادی دارند.
بعضی دیگر از پژوهشگران متوجه شدهاند که کودکان خردسال از بالای کاغذ شروع به نقاشی میکنند علت این امر مربوط به شکل بدن آدمک و حرکات دست است و نیز اینکه قسمت بالا نشان دهنده سر و آسمان و نمادی از ارزشهای والاست.
کودکی که زیاد به طرف چپ کاغذ متمایل شود البته کودک دست چپ نباشد نشانگر غم و اندوه و گوشهگیر بودن و بی اعتمادی نسبت به خود است. این افراد سریعاً تصمیم میگیرند و در جستجوی اقفاع عواطف و ارمنای احساسات سرکوب شده خود میباشند. آنهایی که تصاویر را در گوشه راست صفحه می کشند اکثراً افرادی حساس هستند که به دنبال ارضاء و ارتقاء مسائل عقلی و ذهنی خود در تکاپو می باشند. ناحیه راست ناحیه آینده است.
در عقیده مکهاور جادادن تصویر در سمت چپ از خود محوری نقاش حکایت میکند و عکس آن در افرادی که تحت تأثیر محیط بوده و شرایط و موقعیت محیط بر آنها حاکم است صدق میکند. اگر تصویر کوچک و نزدیک لبه پایین صفحه باشد علامت احساس عدم امنیت و عدم استقلال نقاش است. گاهی دلیل بر افسرده بودن اوست تمایل به ناحیه پایین صفحه غرایز بنیادی صیانت ذات و ناحیه منتخب خستههای روانی میباشد.
سرانجام کودکانی که نقاشیهایشان کاملا در مرکز کاغذ قرار می گیرد به طور کلی برخود و احساساتشان توجه و تمرکز فکری زیادی دارند. ترسیم از چپ به راست نشان دهنده یک حرکت طبیعی پیش رونده است در حالی که ترسیم از راست به چپ به منزله یک حرکت واپس رونده تلقی می شود.
جهت یابی در فضا به منظور چگونگی برداشت و نحوه استفاده از فضا درنقاشی کودکان نیز اهمیت دارد. کودکان خردسال که به طور صحیح نحوه جهت یابی در فضا را نمی دانند ممکن است تصویر انسان را سروته یا وارونه بکشند یا مثلا نقاشی را از پا شروع کنند و به سر برسند. یاتصویر را به صورتی بکشند که به نظر برسد بدون وزن بوده و در فضا معلق است.
معکوس کشیدن
معکوس کشیدن تصویر در کودکان کم سن و سال هم بسیار غیر معمول است اما میتوان آنرا به ابتکار کودکان در نقاشی ارتباط داد. اما در افراد بزرگتر نباید این عمل را به سادگی پذیرفت که شاگال این عمل را ناشی از مشکلات عدم هماهنگی با محیط می داند.
اندازه تصویر
کشیدن تصاویری با حداقل اندازه و کشیدن تصاویر مشابه ، تصویر انسان در نقاشی کودکانی که عدم امنیت عاطفی و افسردگی احساس میکنند و در بالغینی که واپس روی روانی داشته باشند دیده می گردد. کودکانی که احساس عدم امنیت میکنند تصویر انسان را کوچک میکشند درست بر عکس، نقاشیهای بزرگ و با شجاعت که مشخص کننده نقاشی اطفالی است که از امنیت خاطر و اعتماد به نفس برخوردارند.
نکته دیگری که در تفسیر نقاشیهای کودکان باید مورد توجه قرار دهیم اثر الاکلنگی می باشد یعنی کودک آنچیزی را که برایش از اهمیت بیشتری مخصوصا از لحاظ عاطفی و احساسی برخوردار است در نقاشیاش بزرگتر از دیگر چیزها میکشد مثلا فردی که در خانواده نقش غالب را بازی می کند و فرمانرواست بدون توجه به اندازه واقعیاش ازهمه بزرگتر کشیده میشود.
کودک چه چیزی می کشد؟
۱ ـ شکل آدم : کودک وقتی شکل آدم میکشد قبل از هر چیز شکل خود و یا درکی را که از بدن و تمایلاتش دارد بیان میکند. در واقع بین بعضی خطوط آدم نقاشی شده با خصوصیات روانی و جسمی کودکی که آنرا کشیده ارتباط های مشخصی وجود دارد.اگر آدمک در مجموع هماهنگ باشد احتمال بسیاری وجود دارد که کودک کاملا سازگار باشد. اگر برعکس آدمک مثلا در اندازهای خیلی کوچک و یا در گوشهای از کاغذ کشیده شده باشد معنای این است که کودک خود را کم ارزش و از دیگران پایینتر میداند.
ماشوور : نمادهای اصلی اندامها را این گونه عنوان میکند :
الف) سر : معرف مرکز شخصیت و قدرت فکری و هوشی و عامل اصلی مهار فشارهای درونی است . کودکان همیشه سرهای بزرگ ترسیم می کنند ولی اگر سر زیاد بزرگ باشد نشانگر آن است که «من» کودک بیش از حد طبیعی است
ب) چهره : کلیه صاحب نظرانی که تفسیر نقاشی فرافکنی معتقدند در این زمینه توافق نظر دارند که اندازه نقاشی از چهره انسان مهمترین جنبه آن است . زیرا انعکاس مستقیمی از عزت نفس نقاش است (بوک ۱۹۴۸ ، ماشوور ۱۹۴۹ ، هاسر ۱۹۵۸ ، کوپتیز ۱۹۶۸ و ۱۹۸۴ ، دی نئو ۱۹۷۰) چهرههای بلندتر از متوسط برای گروه سنی مربوط می تواند نشانه جنبه هایی از شخصیت، از قبیل پرخاشگری یا خود بزرگ بینی باشد. نقاشیهای ریز و بسیار کوتاهتر از متوسط می تواند حاکی از نارسایی ، کهتری، عزت نفس پایین اضطراب یا افسردگی باشد.
ج) صورت : چون بسیار اهمیت دارد اغلب تنها کشیده میشود کودکان پرخاشگر اجزای آن را به حداقل اغراق آمیزی بزرگ ترسیم می کنند در حالی که کودکان خجالتی جزئیات را از نظر میاندازند و فقط دایره صورت را ترسیم می کنند و به ندرت صورتی را از نیمرخ میکشند.
د) دهان و دندانها : ممکن است معنی نیاز به مواد خوراکی را نمایان سازد و هم به معنای پرخاشگری و یا در ارتباط با مسائل جنبی باشد لبها که بسته باشند نشان دهنده تنش و فشار است و چانه نماد قدرت مردانگی است.
هـ) چشمها : دنیای درون نقاشی و اجتماعی بودن او را نشان میدهند در کودکان خود بست، چشمها ارزش زیبایی نیز دارند بنابراین دخترها و دوستداران هم جنس خود، چشمها را خیلی بزرگ میکشند
و) بینی : در بعضی مواقع ممکن است نشان دهنده مشکلات جنسی باشد.
ز) دست ها و بازوها : غالباً مطرح شده است که کشیدن دستها و بازوان بزرگ بیانگر قدرت و کنترل است به عکس ادعا می شود که حذف دستها و بازوها ، بازتاب احساس فقدان قدرت و بیهودگی و بییاور بودن است. اما حذف دستها و بازوها در نقاشی کودکان کمتر از ۵ سال امری متداول است.
نقاشی هایی از چهره انسان که در آنها دست ها در جیب فرورفته یا پشت سر قرار گرفته بیانگر احساس گناه و اضطراب درباره کنترل محرکهای «ممنوعه» است.
ح) پاها : کودکان ضعیف و درونگرا اغلب برای آدم ها پا نمیگذارند و یا او را در حالت نشسته نقاشی میکنند.
ط) بالاتنه : اگر باریک و لاغر کشیده شود مشخص کننده این است که کودک از اندام خود ناراضی است و یا از چاق شدن و بزرگ شدن می ترسد. در مواردی دیگر بالاتنه لاغر ممکن است نشان دهنده ضعف جسمانی واقعی باشد.
ه) سایه زدن : در بعضی قسمتهای بدن همیشه نشانه آن است که مسائل و مشکلاتی در قسمتهای سایه زده وجود دارد.
نقاشی کودکان و مفاهیم آن
کودکان مانند اسفنج همه چیز از قبیل کلمات ،حالات روحی، غم ها و شادی ها را به خود جذب می کنند این قابلیت جذب از بدو تولد وجود دارد وفضایی که والدین در آن زندگی می کنند بزودی از آن کودک می شود
کودک به کمک نقاشی کشمکشها و دلهره های درونی اش را آشکار می کند وبدین طریق اثر آنها را کاهش می دهد.
در حقیقت وقتی مسائل و مشکلات عاطفی بر روی کاغذ منتقل می شوند به صورت تازه و جداگانه که کمتر سنگین ودلهره آور است در می آیند به همین دلیل است که کودکان به هنگام نقاشی کردن از نمادها استفاده می کنند و ناخوداگاه مرتکب چنان اشتباهاتی می شوند که جنبه همگانی دارند و تعبیر آنها ساده است ولی درست بدین دلیل که کودک از این اشتباه آگاه نیست آزادانه آنها را به کار می برد
برون فکنی در نقاشی( توضیح خط و رنگ
1-خط
حرکات و خط های وسیع و پر دامنه،خطوط باز و بلند نشانه خوشحالی و راحتی است و نیروی زندگی با علائم و خطوط بلند به طرف بالا می رود
فشردگی و کوتاهی خط ،قطعه قطعه کردن و متغیر نمودن و به هم پیچیدن خطوط نشانه ضعف عصبی است
کودکان پیشرفته خطوطی با اشکال مختلف وبا حفظ تعادل میان قسمت های مختلف آن رسم می کنند وکودکان خجالتی از خطوط کو تاه مانند چیزی که منع شده باشند استفاده می کنند
خطوطی که با نیروی زیاد وپررنگ شروع می شوند و به صورت کاملا بی رنگ به پایان می رسند نشانگر کمبود جوش و خروش وعدم قابلیت خالق ان برای به پایان رساندن فعالیت در دست انجام است و به طور کلی نشانگر آن نیروی درونی است که نتوانسته است محل مناسبی برای اظهار وجود پیدا کند
خطوطی که دور چیزی کشیده می شود اگر خیلی صاف باشد بیانگر دشمنی فشار و اغلب دلواپسی است و اگر خطوط آرام و روان ودارای ارزش زیبایی شناسی باشد نشانگر شخصیت پخته خالق آن است
اگر قسمت هایی از نقاشی به علت چندین بار خط خوردن مخفی مانده باشد بیانگر مشکلات عاطفی وترس کودک از شی یا شخصی است که با خط خطی کردن سعی در مخفی کردن آن دارد ولی اگر با خطوط بی رنگ و سطحی مخفی شده باشد نشانه امنیت و سازگاری کودک است
کودکانی که کمبود محبت دارند گرایش خاصی برای خارج شدن از کادر کاغذ دارند ،کودکان خجالتی در گوشه کاغذ ویا در قسمت کوچکی از کاغذ یا بر روی کاغذ کوچک نقاشی می کشند زیرا در مقابل سطح کاغذ های بزرگ خود را گم می کنند که نشانگر عدم اعتماد و اطمینان به خود است
کودکی که زیاد به طرف چپ کاغذ متمایل می شود(البته اگر چپ دست نباشد) نشانگر غم و اندوه وگوشه گیر بودن و عدم اعتماد نسبت به خود است
کو دکانی که نقاشیشان کاملا در مرکز کاغذ قرار می گیرد به طور کلی زیاد بر خود و احساساتشان توجه و تمرکز فکری دارند
2-رنگ
کودکانی که تحت نظارت شدید خانواده قرار دارند از رنگ های سرد استفاده می کنند که علت اصلی به مشکلات عاطفی و روانی کودک مربوط است
فقدان رنگ در تمام یا قسمتی از نقاشی نشانگر خلا عاطفی یا گاهی دلیل بر گرایشهای ضد اجتماعی اوست
کودکان سازگار به طور متوسط از پنج رنگ استفاده می کنند کودکان گوشه گیر از یک یا دو رنگ
چند نکته
کودکان در سن 11 و 12 سالگی متوجه تغییر رنگ اشیا می شوند
کودکان در سنین 9 تا 13 سالگی بیشتر مجذوب نشان دادن دنیای خارج به طور صحیح هستند تا اظهار وجود ویا بیان احساسات خود
کودکان یتیم خانه ها قاقد تخیل کافی برای نقاشی هستند
عدم ارتباط اشیا در نقاشی نشانگر فقر محیط اجتماعی یاکمبود تجربه فردی می باشد
زمانی که برای نقاشی به کودک پاداش می دهیم کودک نسبت به لذت بردن از نقاشی بی میل می شود و بیشتر به پاداش توجه می کند
این وبلاگ به منظور اگاهی بهتردانشجویان طراحی شده است